بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

آخرین مطالب

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احوالات ناخوش» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
ببین مرتضی
خدا دنیا رو اینجوری ساخته
مثل همین بازی هاتون میمونه
هر غولی رو که میکشی یه غول سخت تر میاد
ولی تو دیگه کم نمیاری
چون قدرتت بیشتر شده
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

هفتاد و یک

یه دختر،وقتی یه دختر قشنگ و ظریف باشه،شانس انتخاب کردن از بین تمام کسایی کی میخوانش رو داره.شانس عاشق شدن داره،شانس معشوق بودن داره،شانس رویا داشتن داره،شانس زندگی کردن،شانس زنانگی کردن...
دختری که خیلی قشنگ نیست،ظریف نیس،معلوله،شانس هیچکدوم اینها رو نداره.اون دختر هنوز یه دختره.هنوز واسه زندگی کردن محتاج دوست داشتن و دوست داشته شدن.تو یه سنی همه ی رویاش تجربه ی عشق عه.رویایی که ممکنه تا آخر عمر رویا باقی بمونه.

#روز جهانی معلولین

+یکی دیگه از نصیحت هایی که واسه دخترم کنار گذاشتم اینه که دوست داشتن (مستقل از دوست داشته شدن) ، تحت هر شرایطی، عجیب ترین و کامل ترین حس دنیاس.باید تجربه اش کنه :)
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰
تصور کنید ۷.۵ صبح یه دختر تنها داره کنار اتوبان راه میره.کدوم این گزینه ها به نظرتون حیوون بهتری عه؟
۱.راننده ای که زیر حرفش میزنه و میگه تو طرح نمیرم و دختره مجبور میشه لب اتوبان پیاده بره
۲.موتوری که یهو پشت سرش بوق میزنه تا دختره از ترس بپره هوا و هار هار میخنده
۳.راننده ی ماشینی که از شیشه رو میده پایین و کمر به پایین بار دختر میکنه
۴.راننده ای که بغل اتوبان شل میکنه و بوق بوق کنان آبرو از دختر میبره

بیاین یه چیزی رو باور کنیم.که کسی که خدمات جنسی ارایه میده یه فرمت ویژه دارم.نمیدونم ولی قطعا کوبه به دوش و مقنعه به سر ۷.۵ صبح نمیاد لب اتوبان برای ارائه ی خدماتش.باور کنیم اون دختر مقنعه به سر یه نفره مثل خواهر خودمون.باور کنیم خدا نمیبخشه حق الناس رو‌...

+به طرز عجیبی از اول هفته حالم خوبه.انتظارم این بود که آبانو زانوی غم بغل کنم و زار بزنم.ولی به طرز عجیبی ۴ شبه گریه نکردم.و این نشونه ی خوبیه :)
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰
من در این اپ لعنت الله ۱۸۳ تا فالوور دارم که ۱۵۴ تاش دختر هایی ان که تو این بیست و دو سال اخیر زندگیم (به طور ویژه این پنج شیش سال اخیر) به طریقی باهاشون آشنا شدم...
۱۵۴ نفری که امشب عمیقا حس کردم چقددر با تک تکشون فرق دارم...
احساس ناکامل بودن میکنم...احساس ناکافی بودن...
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

شصت و یک

این روزهایی که میگذره؛
شنبه یکشنبه دوشنبه دانشگاهم
چهارشنبه پنجشنبه جمعه سرِکار
یکشنبه سه شنبه پنج شنبه باشگاه
یکشنبه دوشنبه سه شنبه کارآموزی
این روزا هر روز ۵.۵ صبح از خونه میرم بیرون و ۹.۵ شب برمیگردم؛عین جنازه می افتم تو تخت تا فرداش...
این روزهایی که میگذرن؛قراره بهترین روزهای جوونی من باشن :)
خوبه که بدن آدم کار کنه...خوبه که کله اش کار نکنه :)


  • کروکدیل بانو
  • ۱
  • ۰

پنجاه و پنج

یه جای دنیا گیر کردم که هر آن از هر گوشش یکی با فریاد میپرسه حاااالتووون چطووووره؟ و من باید طبق یه رسم احمقانه سرمو بالا بگیرم و بگم عاااالی...

خوب میشم...بالاخره خوب میشم....

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

چهل و پنج

و خداوند از دل آدم یه سیم مستقیم وصل کرده به سرش...
که دلت تنگ که میشه،وقتی میشکنه،وقتی درد میگیره،وقتی مریض میشه،درد عجیبشو میریزه تو سر...

بزارین بگم که من مزخرف ترین بنده ی خدام...حجاب درست حسابی ندارم.محرم نامحرم درست درمون رعایت نمیکنم.نماز روزه ی مرتب هم به جا نمیارم...ولی خدای بالاسر خداترینه واسه من...تو این روزها که فقط وقتی له و موره بودم نگاهش کردم و اون بغلم کرده...شرمنده ترینشم...عاشق ترینش...
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

لعنت

1.پریروز....

دانشجو های مملکت...خسته ی امتحانا...پایین چای میخورن و با استادشون اختلاط میکنن

یهو بنگ بنگ بنگ بنگ دو دیقه سکوت...باز بنگ بنگ بنگ...باز دو دیقه سکوت بنگ بنگ بنگ...

میترسم...تو خودم گلوله میشم...آقای استاد سفید میشه و فقط با عجله دستمونو میکشه که کنار شیشه ها نباشیم...اولین کلمه ای که تو ذهن ما دو تا دهه هفتادی و اون دهه چهلی میاد جنگ عه...

هر چی نداریم عوضش امنیت داریم؟ -_-


2. این هفته

و حتی هفته های پیش

هوای شهر شاخص آلودگیش ده روزه پایین نیومده...ناسالمه...من نارسایی نفسی دارم ولی کنارش امتحانم دارم...پس باید توی منطقه باشم

صورتم سیاه میشه هر بار میرم بیرون و گلوم میسوزه

آلودگی یه پدیده ی طبیعی عه مثل برف و بارون و دولت مسیولش نیست؟


3.هفته ی پیش

شهرو شخم زدیم ولی دارو هایی که باید رو پیدا نمیکنیم.یه جا هست ولی یه میلیون تومن گرونتره...میگن واردات و توزیع دارو باز به مشکل برخورده...

عینک بزنیم چی رو ببینیم؟ادامه ی بدبختیامونو؟


4.صبح:

شروع آتیش سوزی

بیچاره کارگاه دارا با چک های شب عید و سوختن سرمایه شون...از این دیگه بدتر نمیشه...

ظهر 

ساختمون رو سر بیست نفر از مرد ترین های کشورمون آوار شد...از این دیگه بدتر نمیشه

عصر

سخنگوی آتش نشانی کلافه شده و از تریبون رسمی شبکه خبر از مردم میخواد محل رو خلوت کنن ...پشت سری ها با لبخند به دوربین زل زدن و برای بچه های توی خونه دست تکون میدن.... -_-



اینجا هیچیش درست نیست...هیچیش...

ولی درست کردن یه سری چیزا دست منه...نخندیدن به جک های وقیح واقعه دست منه....فیلم و عکس و سلفی نگرفتن دست منه...تمرگیدن تو خونه هم ایضا!

منوتو شهروند خبرنگار صداتون میکنه فکر کردین خبریه؟؟؟؟؟؟؟



  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

 ولی به خواننده‌ها (حتی به خواننده‌های ثابت و قدیمی هم) دل نبندید. همه‌شون یه روز میرن. به نویسنده‌ها هم دل نبندید. اون‌ها هم رفتنی‌ن.


ته تهش،آدم میمونه و دل تنگش ساعت سه نصفه شب....

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

بیست

میدونی قشنگی نیلوفر به چیه؟این که تو مرداب رشد میکنه.وسط اون همه گند و کثافت یهو یه چیز صورتی لطیف درست میشه.چون یاد گرفته بی خیال کثافت های دورش،صورتی بمونه...

+صورتی که،بنفش پر رنگم الان
  • کروکدیل بانو