بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

Philosodile

میخوام یه تئوری ارائه بدم که هرچقدر خرید کردن حضوری حال آدمو در لحظه خوب میکنه، خرید اینترنتی فزاینده ی حال بده...
(روی تخت گلوله شده و پتو را روی سرش میکشد)
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰
ببین قند عسلم، درسته من امروز صبح آخرین کتاب های کتابخونه رو (کتاب های پدرم رو در واقع) درآوردم و کتاب های خودمو جایگزین کردم، ولی یادت باشه تو اگه روزی همچین کاری با کتاب هام ( و کتاب های پدرت _امیدوارم_) بکنی، احتمالا دستت بعد از اون درصد زیادی کاراییش رو از دست میده.
  • کروکدیل بانو
  • ۱
  • ۱

صد و نوزده

_آدم عاقل از یه سوراخ دوبار؟

+ :-"

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

صد و هجده

دیروز تو قطار مترو، دخترک جلوی من وایستاده بود، قدش شاید تا سر شونه ی من بود، سنش به زور ۱۵ سال.پشتش به من بود و داشت با دوستش حرف میزد...دوستش پرسید کبودی گوشه ی لپش برای چیه؟ گفت از دخل خودش، دو هزار تومن برداشته و برای خودش رانی خریده و مادرش فهمیده و کتکش زده...با اینکه دقت کردم ببینم چی میفروشه یادم نمیاد بسته های تو دستش دستمال بود یا آدامس یا جوراب...خنده ی بعد این جمله اش رو ولی واضح یادمه: می ارزید

من اما، دیروز روبروی سین نشسته بودم...لیوان ۱۷ هزار تومنی لاته مو مزه کرده بودم و نصف بیشترشو رو میز جا گذاشته بودم...اون آروغ روشنفکری زده بود و من بی گوش دادن به حرفاش مدام به این فکر کرده بودم که اینکه حرف آ رو بعد ر هاش تلفظ نمیکنه چقد رو مخه...
احساس میکنم هیچی تو این روز هام ندارم که تهش دستمو بکشم رو جای زخمش، بتونم مست بخندم و بگم می ارزید
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

فیلم نامه

آب که نه، ولی اگه سریال ندیده  و نیم دیده دستتونه بزارین زمین و این سریال رو ببینید. البته نه به خاطر بازی های عالی، نما های فوق العاده ی دوربین، و موسیقی به نسبت خوبش... به خاطر داستان عالی ای که داره. داستان بدیعی که طرح اصلیش از رمانی به همون اسم میاد و رمانی که درصدی از طرح اصلیش از ما میاد!

سرگذشت ندیمه رو نه حتی به خاطر داستان عجیبش، به خاطر دیدن خودمون ببینیم... اول شروع تحولات اینکه یه زن برای خرید دارو به اجازه ی شوهرش محتاجه برای کارکتر ها خنده داره، ما نه به این شکل، ولی سال هاست تو این اجازه نامه ی کوفتی گیر کردیم. حضور زن ها که به بهانه ی تکریمشون محدود میشه، وصل کردن هر چیزی که دولت مردا میخوان به یه داستان دینی و تفسیر های جهت دار، فشار آوردن رو گروه های مختلف جامعه که افراد داخل خود گروه ها علیه هم بشن، چقدر شکل زندگی اجتماعی آدم ها با اون چیزی که به عنوان "خود" تو سرشون میشناسن متفاوته،  حتی شعار چندش آور عوضش امنیت دارید!
هرچقدر هم که بکوبنش که آی سریال ضد حکومت های اسلامی و ضد ایرانی و ضد نظام پاک جمهوری اسلامیه، من یه دختر بیست و چهار ساله وسط ایران بخش هایی از گیلیاد رو به چشم میبینم.
نمیدونم، ولی من مدام به این فکر میکردم که چقد شبیه گیلیاد هستیم، اگه رهبرانمون تفکر اندکی تندرو تر داشتن چقدر تر شبیه گیلیاد میشدیم.

پ.ن: پیشنهاد سریال کم قسمت برای من دارید؟

  • کروکدیل بانو