بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

صد و هشت

+انگار همین دیروز بود که پشت نیمکت های سبز مدرسه مینشستیم و معلم که میگفت "تولید مثل" دستمونو میگرفتیم جلوی دهنمون و ریز ریز میخندیدیم...حالا باید جلوی تخته وایسم و شاهد قیافه های سرخ شده ی بچه از خنده ی خورده شدشون باشم وقتی دارم راجع به مراحل لقاح قورباغه توضیح میدم...کی اینقدر پیر شدم؟ :|

++مادر جان با دو پای شکسته خونه نشین شده.و من در جریان درس خوندن و کار کردن و سامان دادن اوضاع خونه و هندل کردن مهمون ها  نابود شدم این چند روز...

+++صبح رفتم گوشت بخرم.میپرسم کیلویی چنده؟میگه باید زنگ بزنم قیمت روز بگیرم :|
متوجهین؟طلا و دلار نمیخواستمااا...گوشت ببعی قیمت لحظه ای داره.
به نظرم تنها فایده ی وضع موجود اینه که دفعه ی بعد که تو مسابقه ی کی از همه بدبخت تره یه دهه شصتی گفت من جوونی و دانشجوییم تو دوره ی احمدی نژاد بوده میتونیم چپ چپ نگاهش کنیم.
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

صد و هفت

+موفق شدم خودمو از دکتر صاد بکنم.و غمگین ترین موفق دنیام الان.

++ فقر تو بچگی خیلی بده.اونجایی که تو میفهمی دوستت داره و تو نداری ولی نمیفهمی چرا دوستت داره و تو نداری. تو بزرگی نداشته هات میتونه به سمت سرخوردگی ببرتت، به سمت خشم، به سمت نفرت و خرابکاری، به سمت تلاش بیشتر شاید...
نداشتن تو بچگی فقط غمگینت میکنه....
تو روزگاری که حال خوب کیمیاست،حال خوب این بچه هارو بخریم...باشه؟

+++کنسرت موسیقی کم توانان ذهنی و اوتیستیک به آهنگسازی رهی سینکی برای حمایت از مبتلایان به سرطان.تالار وحدت.۲۲ مرداد ساعت ۲۱.۳۰
من اگه یکم زودتر بود و دو نصفه شب خونه نمیرسیدم میرفتم...شما میرید؟ (خرید بلیط)
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

صد و شیش

احساساتی شبیه آنشرلی دارم...
اونجا که فهمیده متیو و ماریلا نمیخوانش، سوار درشکه شده و داره برمیگرده سر نقطه ی صفر...
همونقدر از خودم و موهای قرمزم متنفرم...
همونقدر نمیدونم قراره چی بیاد...

با صدای ایشون
  • کروکدیل بانو
  • ۱
  • ۰

صد و پنج

_چه مدت است در جبهه خدمت میکنی؟
+شش ماه و هفت روز
_بهت یک نصیحت میکنم.شاید یک وصیت
+و آن چیست؟
_روزشماری مکن.حتی اگر فکر میکنی در مهلکه افتاده ای روزشماری نکن.حالا هم لحظه شماری مکن!شب نمیتواند تمام نشود...طبیعت شب آنست که برود رو به صبح.نمیتوند یکجا بماند.مجبور است بگذرد.اما وقتی تو ذهنت را درگیر گذر لحظه ها کنی، خودت گذر لحظه ها را سنگین و سنگین تر میکنی.بگذار شب هم راه خودش را برود...
(طریق بسمل شدن_محمود دولت آبادی_چشمه_۹۷)
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰
تو مملکتی که سر اقتصادش با ته سیاستش بازی میکنه و همه چیزش رو هواست علوم پایه خوندن غلط اضافه کردنه!
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

صد و سه

دکتر صاد یه عادت زشت پیدا کرده جدیدا...که دقیقا هر بار من در نهایت فراق خیال نشستم و دارم به زندگیم میرسم، از ده هزار کیلومتر اونور تر پیام میده کارها چه طور پیش میره؟ که البته منظورش از کار ها سریال دیدن و پفک خوردن من نیست مسلما.ولی من جز این هیچ گزارش "کار" دیگه ای ندارم براش...
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

صد و دو

آیا میدانستید جوجو مویز از سال ۲..۲ تا امروز ۱۴ تا کتاب نوشته (یعنی تقریبا هر ۱.۱ سال یک کتاب) که از این ۱۴ کتاب من پیش از تو، پس از تو، دختری که رهایش کردی، آخرین نامه ی معشوق، یک بعلاوه ی یک، باز هم من، تنها در پاریس، ماه عسل در پاریس (:|)، میوه ی خارجی، اسب رقصان، خلیج نقره ای، کشتی نوعروسان، و سرپناه بارانی به فارسی ترجمه شده اند؟
آیا میدانستید دیجی کالا ۹ تا از این کتاب هارو (بعضی هارو با حداقل با سه انتشارات مختلف) موجود داره؟ 
در ادامه آیا میدانستید دیجی کالا کتاب هایی مثل باشگاه مشت زنی و گهواره ی گربه و مو قرمز رو موجود نداره؟
آیا میدانستید این دقیقا منعکس کننده ی میزان تقاضا و فروش این کتاب ها به مخاطب های دیجی کالاست؟
آیا معلومه من باز تو لوپ نمیخوام درس بخونم ولی مجبورم گیر کردم و دارم به خودم وعده ی کتاب خریدن میدم که رام شم؟
هیچی دیگه...منم برم سر درس هام :)
  • کروکدیل بانو