بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

آخرین مطالب

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

آخر/آذر

دیشب وسط شلوغی های جشن و قرمزی هندونه ها و دلبری انارا داشتم فکر میکردم که چرا باید جناب یار در دسترس نباشه تا براش بخونم "اخ تو شب یلدای منی ☺️" یا مثلا "آرزوهات مبارک،شب یلدات مبارک😍" یا حداقل "کی منتظر میمونه حتی شب های یلدا😍" یا حتی بگردم و هر آهنگ خز و غیر خز یلدا دار دیگه ای رو پیدا کنم و به نافش ببندم و مطمئن باشم 😑 نگاه میکنه به لوس بازی هام.

داشتم غصه میخوردم و زیر لب ورد و دعا میخوندم که اگه تا فردا شب فال گرفت،اگه نیتم کرد،حضرت حافظ خوابالو و سرشلوغ جوابشو نده.حواسش باشه و یهویی برگرده بگه "جواب تو رو هم من میدونم هم خودت هم خودش.جای این کارا پاشو برو حرف بزن باهاش،وقت منو خلق خدارم نگیر.برو کنار،خانوم شما که پشت سری،شما بیا نیتتو بگو..."

به همین فکر ها بودم و به خودم میپیچیدم که دچار کن فیکون گفتن پروردگار شدیم و لرزیدیم.من خر اول گشتم و مرکزشو پیدا کردم.مطمئن که شدم به خودم نزدیکتره تا تو دلم آروم شد و دیگه نلرزید.همه ی شب که خدا یادم انداخته بود مردن بهم نزدیکتر از رگ گردنه،داشتم به کارهایی فکر میکردم که لازمه بکنم قبل از مردنم...کارهایی که لازم بود بکنی قبل مردنت...

نکردی کاری :)

خوبه که نمردیم ولی...

هنوز وقت داریم واسه انجام کارهای لیست قبل مرگ...

هنوز میشه امید داشت...

  • کروکدیل بانو
  • ۱
  • ۰

هفتاد و چهار

میفرماد توان شما به اندازه ی امکانات شما نیست به اندازه ی اتصالات شما به خداست

میشه واسه من و اتصالاتم دعا کنید؟

که پروردگار حتی یه لحظه از یادش نره نگه داشتن نخ های من که اگه یادش بره من عه عروسک خیمه شب بازیش ولو میشم رو صحنه ی زندگیم

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰
ببین مرتضی
خدا دنیا رو اینجوری ساخته
مثل همین بازی هاتون میمونه
هر غولی رو که میکشی یه غول سخت تر میاد
ولی تو دیگه کم نمیاری
چون قدرتت بیشتر شده
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

هفتاد و دو

دکتر صاد دیروز اومده میگه این فایله که الان برات میفرستم یه مقاله مال یه گروه خفنه.بخون برو کارهاشونو ببین 
و بزارید اعضای اون گروه خفن رو باهاتون شیر کنم:
چِنگ ژانگ،چانگ جونگ،جیانگ ژونگ و خی ژانگ
:|||||||||
شرط میبندم الان تو شرایط انتخاب دانشجو واسه پوزیشن های آزمایشگاه دکتر ژانگ،نوشته باشه فامیلیتون باید حداقل سه تا حروف اسم من رو داشته باشه.خوش قافیه باشیم قشنگه :))
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

هفتاد و یک

یه دختر،وقتی یه دختر قشنگ و ظریف باشه،شانس انتخاب کردن از بین تمام کسایی کی میخوانش رو داره.شانس عاشق شدن داره،شانس معشوق بودن داره،شانس رویا داشتن داره،شانس زندگی کردن،شانس زنانگی کردن...
دختری که خیلی قشنگ نیست،ظریف نیس،معلوله،شانس هیچکدوم اینها رو نداره.اون دختر هنوز یه دختره.هنوز واسه زندگی کردن محتاج دوست داشتن و دوست داشته شدن.تو یه سنی همه ی رویاش تجربه ی عشق عه.رویایی که ممکنه تا آخر عمر رویا باقی بمونه.

#روز جهانی معلولین

+یکی دیگه از نصیحت هایی که واسه دخترم کنار گذاشتم اینه که دوست داشتن (مستقل از دوست داشته شدن) ، تحت هر شرایطی، عجیب ترین و کامل ترین حس دنیاس.باید تجربه اش کنه :)
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

هفتاد

من عاشق خصوصیت های منحصر به فرد آدم هام.خصوصیت هایی که وقتی یه نفر ازت میپرسه ایکس کیه/چطوریه بتونی با قید کردن اونها ایکس را به فرد پرسنده بشناسونی.
و این خصوصیات ریز رو در اولین برخورد پیدا میکنم و به عنوان صفت شناساگر ته کله ام نگه میدارم.مثلا جیم یه لهجه ی قشنگ داره،الف رگ های دستش خیلی قَدَرن،میم مژه های خیلی بلندی داره،دکتر ر شین هاشو یه جور نازی میزنه،دکتر صاد موقع ی حرف زدن از نصف دهنش استفاده میکنه( و خب من اول فک کردم ممکنه دچار سکته یا عارضه ی عصبی شده باشه و با علم به اینکه فقط ۲۸ سالشه دلگیر شدم.ولی وقتی دیدم کامل میخنده خوشحال شدم )
و خب همیشه دوس داشتم بدونم آدم ها با چی میشناسنم.حس میکردم اگه قراره یه صفت فیزیکی باشه احتمالا اضافه وزنمه و اگه رفتاری باشه تند حرف زدن یا با دست و چهره حرف زدنم میتونه گزینه ی خوبی باشه.
ولی امروز فهمیدم hallmark عه شناسایی من برای دکتر صاد پرانرژی بودن و وول خوردنه! :))))
  • کروکدیل بانو