بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

پنجاه و پنج

یه جای دنیا گیر کردم که هر آن از هر گوشش یکی با فریاد میپرسه حاااالتووون چطووووره؟ و من باید طبق یه رسم احمقانه سرمو بالا بگیرم و بگم عاااالی...

خوب میشم...بالاخره خوب میشم....

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

پنجاه و چهار

هر شب قبل از خواب؛حتمن به همه ی روز های فوق العاده ی زندگی که پشت سر گذاشتی فکر کن.

فکر کن و بزار یادت بیاد شبِ قبل از روز های عالی چقدر نکبت بوده.

فکر کن و بزار یادت بیاد بعد اون شب ها اصلا انتظار یه روز خوب رو نداشتی چه برسه به روز های عالی...

فکر کن و چشماتو ببند و ایمان داشته باش که این شب هم یکی از همون شب هاست...

ایمان داشته باش به رویای تکرار و تف کن به قانون احتمال...

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

پنجاه و سه

آیا شما هم عین عموم مردم فکر میکنید که برای نقد یه اثر باید بهش احاطه کامل داشته باشین؟
خب باید بگم شما اشتباه میکنید :)))
چون نه تنها ما یه منتقد سینما داریم که فیلم هارو نقد میکنه بدون دیدنشون و معتقده این کارو میکنه چون ... شو داره (ظاهرا قراره از همه ی داشته هامون پرده برداریم)
و یک مسئول اداره ارشاد داریم که فیلم هارو ندیده رد یا تایید صلاحیت اکران میکنه(خیلی نا محسوس به پنجاه کیلو آلبالو و ارادتمند تینا،نازنین،فلان اشاره میکنم )
بلکه دانشجوی نا شریفی هم داریم که برای کتاب نخونده نقد مینویسه!
البته که هدف وسیله رو توجیه میکنه و همین نا‌شریف بی‌چاره شبی دست به این جنایت زده که فرداش ۹ واحد امتحان داشته و شرحه شرحه ی احساسی بوده و بخشی از خانوادش رو تخت بیمارستان بودن و کلا دنیا و داشته هاش به طرفینش هم نبودن...
الان هم که اومده اعتراف کنه برای این نیست که از اون ۹ واحد یه ۷.۵ یه ۱۴ و یه ۱۶ گرفته و خرش تقریبا از پل گذشته و آرامش خیال گرفته؛برای اینه که بالاخره حوصلش گرفته و شروع کرده خونده اون کتاب طفلک رو!و نه تنها به عمق شعر هایی که به عنوان نقد نوشته پی برده،بلکه به عمق شعر های استاد که نقدشو نقد میکرد هم پی برده! و اینگونس که نه تنها الان عذاب وجدان نداره،بلکه حرص عذاب وجدان همون شبشم دره میخوره...
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

پنجاه و دو

مثلا خیال کن من و تو صد سال پیش زندگی میکردیم.

آنوقت صبح ها برایت بقچه ی نان و ریحان میپیچیدم و راهی ات میکردم پی لقمه ای نان حلال.بعد شاید ظرف های شب پیش را لب حوض میشستم و با زینت خانوم که بچه اش را برای جیش آورده گپ و گفت میکردیم.مینشستیم با زن های همسایه به پچ‌پچ که زیر سر اکبر آقا بلند شده و بیچاره زری.بعد هم در گوشم میخوانند که مطیع باشم و زودتر برایت پسری بزایم تا پاگیرم شوی.

لابد ظهر نشده بوی آبگوشت بار گذاشته ام توی کوچه میپیچید و لابد تو نان تازه خریده بودی و توی دستمال می آوردی.اصلا سر راه هم دیده باشی ذغال اخته میفروشند و برایم یک سیر نوبرانه آورده باشی

شاید آنوقت خوشبخت تر بودم...آنوقت ها که کسی بود در گوشم بخواند با روغن انداختن قرمه سبزی و سفره ی رنگین و مطیع بودن محبوب ترت میشوم نه حالا که نمیدانم کی هستم و کی باشم تا دوست ترم بداری



گفته بودم یه کانال دارم؟وقتایی که اینجا جرت و پرت نمینویسم دارم اونجا چرت و پرت مینویسم :))

Tlg.me/prstrbtlgblg

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

پنجاه و یک

دیشب برای اولین بار در سراسر عمر بیست و دو ساله ام برای چیزی که میخواستم جنگیدم.برای اولین بار چشم بستم رو دلگیر شدن آدم ها و منفعت خودم رو ترجیح دادم...و خب همون دیشب شاید یکم ناراحت بودم،ولی الان حسم خیلی بهتره ^_^
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

پنجاه

دو ماه پیش قبض موبایلم صد و پنجاه هزار تومن اومد.ماه پیش چهل و دو هزار تومن.این ماه نهصد تا تک تومن :))))))))))))))))

در جوانی پاک زیستن شیوه ی پیغمبر است اصن :)



یک عدد نی نی جدید داره به ما اضافه میشه و ما داریم خاله تر میشیم ^_^

نینی قدیمی از صب تلفن برداشته به عالم و آدم زنگ زده که یه راز بهت بگم؟ما داریم میریم نی نی بیاریم.مفهوم راز به درستی براش جا نیفتاده انگار :)))

  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

چهل و نه

‏همه ی دختران بایدشعری داشته باشند
که برای آن ها نوشته شده باشد
حتی اگر برای این کار
آسمان به زمین بیاید

 ریچارد براتیگان

بین خودمون باشه ولی من دو تا شعر دارم گه مال خودِ خودمن ^_^
به کسی نگین که جدن آسمون به زمین اومده تا من این دو تا شعرو داشته باشم...

مبارک مامان باباهامون باشیم ^_^
  • کروکدیل بانو