بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

آخرین مطالب

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

چهل و چهار

کیفم بوی غذا میده...لباس هامم...
بوی غذا که نه...بوی تحقیر....بوی سرخوردگی‌‌...بوی پس زده شدن...
خدا لعنتت کنه...خدا لعنتت کنه...خدا لعنتت کنه.خدا لعنت کنی تویی که نمیتونی جلوی خودتو بگیری...که بگه مریضه؛با بدن لاجونت بیدار بمونی غذا بپزی براش....خدا لعنت کنه تویی که به این روز انداختی خودتو
  • کروکدیل بانو
  • ۰
  • ۰

چهل و سه

برداشت اول.داخلی.لوکیشن:چمن های خوابگاه.زمان:نه و نیم شب
[دختر روی چمن ها دراز کشیده،کتاب بافت شناسی روی شکمش.عینک را در آورده و سعی میکند با چشم غیر مسلح خوشه ی پروین را پیدا کند.که البته نافرجام است.دختر دوم رد میشود.کنار اولی مینشیند.]
سلام...
سلام
یه چیزی بپرسم...قول میدی ناراخت نشی؟
(با خودم فک میکنم چیخواد بپرسه.یا باز منو در نقش از من بپرسید کنکور دیده،یا آدرس دکتر میخواد،یا همچین چیزایی)
جونم
تو خوبی؟
(با چشمای گرد شده) آره.چطور؟
واسه کنکوره؟تو آخه هیچ وقت قبل امتحانات اینجوری نمیشدی...
(به تلاش واسه یافتن خوشه ی پروین ادامه میدم) آره واسه کنکوره :)

  • کروکدیل بانو