بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

  • ۱
  • ۰

صد و بیست و نه

ما اینجا امیر آقا نداریم که هربار بریم پیشش نگاه کنه، ببینه اگه اگه دستت رو معدته برات چایی دارچین نبات بیاره، اگه قیافت خستس بهت چای ترش بده، اگه حال و احوالت به هم ریختس بهت چای هل و گلاب بده. ما اینجا حتی چایی دمی نداریم. یه آقایی داریم که اسمشو نمیدونیم، بهمون چایی کیسه ای میده، اگه با روپوش بری و فک کنه پرسنلی هزار تومن، اگه بدون روپوش بری و فکر کنه بیماری سه هزار تومن.
ما اینجا دوست واقعی نداریم که سفره ی غم دل باهاش بگشاییم، در عوض روزانه از شیرینی دفاع/اپلای/ازدواج بچه ها ارتزاق میکنیم.
حتی اگه دوست پیدا کنیم، جایی نداریم که بتونیم بریم بشینیم کنارش، یه حیاط فکستنی داریم که به محض نشستن رو نیمکت ها یه نفر پیدا میشه که بگه آخی تو که خیلی جوونی چرا بچت نمیشه. و بعد شروع کنه با جزئیات بگه خودش چرا بچش نمیشه :|
ما اینجا ولی هر روز آدم های با لباس های رنگی محلی داریم که برق تو چشماسون از برق پولک های لباسشون بیشتره. ما اینجا امروز یه مرد داشتیم با هیبت چنگیز که چشمای اشکی زنشو پاک میکرد و براش شعری میخوند که من نمیفهمیدمش، ولی از لبخند زنه بعدش معلوم بود که چیز خوبی بوده :)
زندگی ما اینجا هنوز خوشگلیاشو داره...
  • ۹۷/۰۸/۲۸
  • کروکدیل بانو

نظرات (۲)

زندگی تون چه خوشگله =))
پاسخ:
نه بابااااا :))
کجایی خواهر بگو ما هم بیایم
پاسخ:
چرا میخوایید این ضد آرمان شهر رو از نزدیک ببینین؟ :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی