بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

  • ۰
  • ۰

نود

به نظرتون این که من؛ دانشجو-بیکار-پاپتی-فاقد هرگونه اختیار دولتی و غیر دولتی-فاقد اطمینان آزادی قبل بیان،حین بیان و پس از بیان-با دستی که به هیچ کجا بند نیست و جناب آقای رییس جمهور به عنوان رییس یکی از سه قوه ی اساسی کشور (که ما لطف کردیم و یکی دیگه از قوه ها رو هم به خواست ایشون و طبق یک لیست گاها بی نام و نشون و با دل پرخون فرستادیم بالا) و دارای حدود اختیارات مشخص لشکری و کشوری در مقابل مشکلات مملکت و اعتراضات مدنیمون یک مدل واکنش نشون بدیم و هر دو یه عدد اینستاگرام بگیریم دستمون و هشتگ بزنیم یکم ضایع نیست؟
برای اعتبار خودشون عرض میکنم...
  • ۹۷/۰۳/۰۲
  • کروکدیل بانو

نظرات (۴)

  • هولدن کالفیلد
  • یه کم دیر نفهمیدید ضایع است؟ :|
    و این ضایع نیست که اینقدر دیر فهمیدید ضایع است؟
    جناب روحانی رو یکی تو خارج ببینه، میگه عجب فعال سیاسیِ خفنیه، بعد یه ایرانی بگه ایشون فعال نیست، رییس جمهوره اون خارجیه همونجا سکته میکنه!
    البته که ایشون کلا استراتژیش اینه هر بار یه دست گل خیلی فاجعه آب میده (قیمت دلار مثلا) یا قراره آب بده (برجام موشکی) یه گریزی به آزادی های مدنی ای که خودشم بهشون اعتقاد نداره میزنه!!! اینجوری جو عمومی جامعه ملتهب میشه و استاد حرکتش رو میزنه!
    صدالبته که کم کم این ابزارش هم (مثل همه چی تقصیر دولت قبله) قدرتش رو کم کم از دست داده!
    بنابراین، در استفاده از ابزارهای خود جانب احتیاط را رعایت کنیم!!!
    پاسخ:
    نه ما از همون شب بعد انتخابات که مردم ریختن بیرون و من مجبور شدم کل امیر آبادو پیاده برم چون مردم داشتن توش میرقصیدن و ساعت یه ربع به یک شب رسیدم خوابگاه میدونستیم ضایعیم :|
    من فقط یکبار رای دادم اونم پارسال (البته اینکه قبلش سنم نمیخورده هم بی تاثیر نبوده احتمالا) و حس میکردم آخرین باره که قراره این کارو کنم.سعی کردم بهترین شرایط رو برای ۴ سال آیندم بسازم.حس کردم اینگونه ممکنه کمتر سفارت بسته شه تو کشور،کمتر ریال ارزون بشه،ترسیدم از جنگ،ترسیدم از کم شدن یکی یکی مرد های توی شهر.خواستم چهارسال زنده بمونم تا زورم برسه و برم...نمیدونم تو یه جهان موازی با یه آدم دیگه چه اتفاقی ممکن بود بیفته...نمیدونم آیا تا ۳ سال آینده شانس زنده بودن دارم یا نه...میبینم روز به روز داره شانسم کمتر میشه برای رسیدن به اهدافم...بودجه ی دولتی محل تحصیلم روز به روز داره کمتر میشه.چون تو کشور پول نیست...حداقل واسه ما نیست،موادمون یا نمیرسه یا اینقدر گرونه که نمیتونیم بخریم. تهدید میشیم که احتمالا بدون طرح دفاع کنیم یا کلا تعطیل شیم.و همه ی این ها ینی بنده تا مغز استخوان کلافه ام از این حجم رو هوا بودن...و نمیدونم اگه به عقب برگردم همین کارو میکنم یا نه...همینقدری که من نمیتونستم تضمین بدم که الان دلار سه هزار تومن باشه و زورم به اپلای فی ها برسه،هیچ کس دیگه ای هم نمیتونه ته مسیر دیگه ای رو تضمین بده...
    فعال سیاسی که والا فعالیت خاصی هم نمیکنه...من فعال ترم...بریم به من رای بدیم دولت بعدی...حداقل وقتی میگم من زورم نمیرسه گل قالی ام مطمئنید که گل قالی ام
    چقد غر زدم....گوش گیر آوردم :))))
    اصن نمیتونم چیزی بگم اوضاع انقدر داغون که اگه بخوای حرف بزنی حتی بیان هم جا کم داره براش از شدت حرف سکوت پیشه کنیم بهتره . خودت خوبی حالا؟ 
    پاسخ:
    من؟آره خوبم :))
    اتفاقا منم وقتی صحبت هاش رو درمورد فوتسال بانوان خوندم یاد حرفای خودم افتادم. اینکه هردوی ما یک حرف بزنیم و هیچ اتفاقی نیفته یکم ضایع نیست؟ !
    پاسخ:
    اینکه یک کاندیدای ریاست جمهوری یک سری وعده بده در همه جای دنیا مرسومه...اینکه مردمی همه ی زورشون رو بزنن تا این آدم برسه به نقطه ی عمل به وعده هاش هم مرسومه...اینکه اون آدم به این وعده ها عمل نکنه که دیگه عادی ترین چیز عالمه...و خب مردم حق دارن که از رییس جمهورشون وعده هاشو مطالبه کنن...ولی خداوکیلی اینکه رییس جمهور هم همین ور مردم وایساده و نق بزنه که چرا اینا درست نمیشه ضایس...بزرگوار جسارتا اونی که ازش مطالبه داری خود خودتی :|
  • مهدی صالح پور
  • خانه از پای بست ویران است...
    پاسخ:
    اون که بعله :)))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی