بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

  • ۰
  • ۰

هشتاد و شیش

+جوجه نشسته و داره تکالیف عیدشو انجام میده.براش میخونم تا کلمه بگه تا جاهای خالی رو پر کنیم
مسلمانان کسانی هستند که به خداوند و ..... ایمان دارند.
اولین کلمه ای که جوجه میگه اینه: عذاب؟
پوکر فیس طور سعی میکنم با چیز های نیم بندی که میدونم واسش توضیح بدم که قرآن چیه و چجوری و از کجا اومده. برای مفهوم وحی میگم مثل موبایل عه.و وقتی میپرسه ینی حضرت محمد رو مثل موبایل کسی ساخته میفهمم چه گاف عظیمی دادم‌...
هر چی بیشتر میگذره بیشتر مطمئن میشم که نمیخوام اینجا بچه داشته باشم.بیشتر میترسم از مسئولیت والد بودن...که بچمو بسپارم دست نظام آموزشی و جامعه که تو یه قالب ثابت احمقانه رشدش بده...ته دلم به این قرص عه که خود من محض رضای خدا تحت برنامه های ویژه ی تربیتی نبودم تو ده سال اول زندگیم.مامان پی مریضیش بابا پی بدهیاش.مدرسه ی پایین شهر و جیغ جیغ تو کوچه...ولی خیلی هم به قهقرا نرفتم.ولی شاید من اندازه ی والدینم دل گنده نیستم.شاید به اندازه ی اون ها خوش شانس نباشم

+در عید چجوری روزگار میگذرونید؟
امسال همه ی زمستون سرما نخوردم و کیف کردم و سپاس گزار سیستم ایمنیم بودم.سه روزه ولو ام ولی...اولین سرماخوردگی سال
میدونین سرانه ی خرید کتاب میده دولت هر سال عید؟بیست درصد تا سقف بیست هزار تومن.من چی ها خریدم؟رهش،آناتومی افسردگی،کتاب فروشی خیابان ادوارد براون،جز از کل،ملت عشق.و خوشحالم.ملت عشق چنگ به دل زن نبود.دارم رهش میخونم و ذوق میبرم ولی.که چقدر رضا امیرخانی رو دوست دارم.چقدر خلوص نگاهشو ستایش میکنم هرچند ابدا شبیهش نگاه نمیکنم.
آقای امیرخانی مثل مادری که یکی از بچه هاشو بیشتر دوست داره،واضحا کتاب ارمیا رو دوست تر بقیه ی نوشته هاش داره.و هنوز بعد چند سال زندگی میکنه باهاش :)

+بعد لاک آبی کمرنگ و پر رنگ یه مدت عظیمی رنگ نداشت دستام.هم دل و دماغشو نداشتم.هم همه ی جاهایی که میرم (مدرسه،پژوهشگاه،...) تعهد دادم که طبق شئونات اسلامی رفتار کنم.الانه که تعطیلم یه لاک قهوه ای شکلاتی میزنم.البته به نظر من شکلاتیه.به نظر بقیه رنگ چیز دیگه ایه :))

  • ۹۷/۰۱/۰۸
  • کروکدیل بانو

نظرات (۳)

سلام.
با بچه ها بودن و کمکشون کنی درس بخونن و یاد بگیرن، خیلی به ادم حال میده، وقتی سوتی هم میدن بیشتر حال میده:)
من دو تا بچه بیشتر نمیخوام:)
ومن هم این زمستانی سرما نخوردم:))
و من هم از این تخفیف برای خرید کتاب بهره میبرم:)
سلام اول از بچه بگم که من خودم تو مسائل اعتقادی خودم موندم و حتی نمیتونم گاهی از پس سوال های خواهرام بربیام چه برسه بچه خودم واقعا وحشتناکه تصور اینکه در جایگاه مادر به سوال های بچم درباره دین جواب بدم و دوم اینکه ملت عشق عالم ادم بهم گفتن بخون منم پی دی افش خریدم کتابش امانت گرفتم فایل صوتیش دانلود کردم اخرشم نتونستم بخونمش اصلا به جز چند صفحه اول نمیدونم چرا نمیشه بقیش بخونم 
پاسخ:
از چند صفحه بعد اوضاع یکم بهتر میشه...البته من واقعا دوستش نداشتم
لاک فقط قرمزززززززززززززز :دی

امان از سوال بچه‌ها. کلافه می‌کنن آدمو یه وقتایی
پاسخ:
چرا من اینو جواب نداده بودم؟ننگ بر من به واقع :|
نه من قرمز دوس ندارم.لیدی این بلو ام...:))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی