بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

  • ۰
  • ۰
یکی از اصلی ترین قانون های دنیا اینه که شما وقتی با یه نفر آشنا میشین که اسمش دوتونیرو کارلو ی کبیره،اون آدم اولین و تنها دوتونیرو کارلوی کبیر زندگیتونه و اولین اتفاقات اون روزهاتون گره میخوره به اسم دوتونیرو کارلوی کبیر...
بعد که اون آدم از زندگیتون خارج میشه،یه روز میرید بیرون و میبینید اسم شاگرد سوپرمارکت سر کوچه تون دوتونیرو کارلوی کبیر عه...و از سر خیابون تا تهش کارواش دوتونیرو کارلوی کبیر،کاربراتورسازی دوتونیرو کارلوی کبیر،کافی‌شاپ شب های طلایی با دوتونیرو کارلوی کبیر،و حتی لباس زیر فروشی دوتونیرو کارلوی کبیر ردیف شدن...
با خودتون میگید لعنت به این زندگی اصن.میرید خونه،یه کتاب باز میکنید،اسم شخصیت اصلی داستان دوتونیرو کارلوی کبیره...
اونو بیخیال میشید هندزفری تو گوشتون میزارید و یه اهنگ پلی میکنید میبینید اولش میگه ارنجد بای دوتونیرو کارلوی کبیر...
با چشم های اشک بار به سمت پروردگار برمیگردید که خدایااااا چراااااا؟؟؟ اصن بزار یه صفحه قرآن بخونم دلم باز شه...میبینید اولین آیه نوشته:هل جزا الدوتونیرو کارلوی کبیر الا الدوتونیرو کارلوی کبیر؟
:|||||||||



نظرات (۱)

بعد از یه هفته کلنجار رفتن و به نتیجه نرسیدن گفتم حداقل یه دی وی دی آموزشی نگاه کنم (حالا که حس درس خوندن نیست ) ...نیم رخ مدرس +عینکش+خنده هاش+طرز لباس پوشیدنش و... پووووووووف ...کتاب زیستو باز کردم نوشته بود : دوتونیرو کارلوی کبیر (البته نیک نیمش یه چیز دیگه ست ) ...رفتم سمت تی وی ،اولین کلمه ای که بعد از روشن شدن تی وی شندیم اسمش بود ...چرا؟
پاسخ:
:)))))))))
کائنات شوخی داره با آدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی