بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

  • ۰
  • ۰
نشستم رو تخت و زل زدم به چمدون های روبرو...
مثل همه ی اول مهر های این چند سال متنفرم از رفتن...
کسی چه میدونه دوپاره کردن زندگی چقدر سخته...کسی چه میدونه هر چی فاصله ی شیفت شدن بین این دوپاره کمتر باشه دردش بیشتره...
نشستم و غصه ی روزای نبودنمو میخورم.غصه ی هم اتاقی وسواسیمو.غصه ی شام و نهار نداشته امو.حتی غصه ی حوض خالی و لجن بسته ی وسط حیاطشو....

  • ۹۵/۰۷/۰۱
  • کروکدیل بانو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی